عبد الحي حبيبى

125

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )

سلجوقيان در داستان الپتگين گويد : « و اين امير باميان آنست كه او را شير باريك گفتندى » « 1 » و ازين آشكار است كه در عصر الپتگين هم شير باميان بنام شير باريك در همين جا حكم ميراند « 2 » و الپتگين با او مصاف داد ، و گرفتار كرد ، و بعد از ان عفوش نمود ، و اين حوادث مربوط به حدود ( 347 ه ) باشد كه از همين سال سكهء ضرب شدهء الپتگين موجود است . و رأى من اينست كه اين هر دو شيرمه و شير باريك يعنى مهين و كهين بيك دودمان شيران باميان منسوب باشند . شيرمه مسعودى و گرديزى يا شنگل فردوسى معاصر است ، با بهرام گور بن يزدگرد اول پادشاه ساسانى ( 420 - 439 م ) و شير باريك سياست‌نامه در حدود ( 347 ه - 958 م ) زندگى داشت ، كه در بين اين دو مدت پنج قرن فاصله است ، و بايد كم از كم 15 نفر ديگر ازين سلسله در باميان حكم رانده باشند ، و اين درست است زيرا در اوايل عصر اسلامى چنان كه ديديم ، در باميان شيرانى ازين سلاله حكمرانى داشته و مورخان عرب از ذكر ايشان خاموش نيستند ، و معلومست افراد اين خاندان در عصر فتوحات اسلامى بدين اسلام در آمده‌اند . اليعقوبى بعد از ذكر همان شير باميان كه در 164 ه معاصر المهدى خليفهء عباسى بود ، معلومات مغتنم ديگرى را هم درين باره ميدهد و گويد :

--> ( 1 ) - سير الملوك 145 طبع هيوبرت دار ك 1340 ش تهران . ( 2 ) - نام شير باريك عامتر شده بود ، و جز دودمان شيران باميان بر ديگران نيز اطلاق شده ، چنانچه طاهر بن خلف از اعقاب صفاريان سيستان در حدود 381 ه نيز به « شير باريك » معروف بود كه در نسخه ذيل تجارب الامم تاليف محمد بن حسين وزير در حدود 389 ه به شير بابك تصحيف شده ولى در تاريخ هلال صابى به صورت صحيح شير باريك ضبط گرديده است ( ذيل تجارب الامم 159 طبع قاهره 1916 م ) و نيز يكى از شاهان صفارى سيستان ليث بن على را شير لباده گفتندى ، زيرا او لبادهء سرخ پوشيدى حدود 296 ه ( تاريخ سيستان 284 ) و نيز در ازمنهء قبل الاسلام مردم بخارا از پادشاه تركان قراجورين يبغو داد خواستند و او پسر خود « شير كشور » را با لشكر عظيم به بخارا فرستاد ( تاريخ بخارا 6 )